امروز: جمعه، 27 شهریور 1405

دعاهای مناسبتی

مناجات شعبانیه

الْمُنَاجَاةُ الشَّعْبَانِيَّةُ

مناجات جلیل‌القدر ائمهٔ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) — مفاتیح‌الجنان

صوت

استماع دعا

دانلود صوت

قاری: استاد محسن فرهمند آزاد · 16 دقیقه

متن دعا

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

مناجات شعبانیه

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و دعایم را بشنو آنگاه که می‌خوانمت

وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَيْتُكَ، وَأَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَيْتُكَ

و صدایم را بشنو آنگاه که ندایت می‌کنم و به من توجه کن آنگاه که مناجات کنم

فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ، وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ

همانا به سوی تو گریختم و در برابرت در حال درماندگی ایستادم

مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ، راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابِى

زاری‌کنان به‌سویت، امیدوار به پاداشی که نزد توست

وَتَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى، وَتَخْبُرُ حاجَتِى، وَتَعْرِفُ ضَمِيرِى

آنچه در درون دارم می‌دانی و حاجتم را خبر داری و نهانم را می‌شناسی

وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِى وَمَثْواىَ

بازگشت به آخرت و خانهٔ ابدی‌ام بر تو پوشیده نیست

وَما أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِى، وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِى

آنچه می‌خواهم به زبان آرم و خواهش خویش را بازگو کنم

وَأَرْجُوهُ لِعاقِبَتِى، وَقَدْ جَرَتْ مَقادِيرُكَ عَلَىَّ يَا سَيِّدِى

و آنچه برای عاقبتم امید دارم، تقدیرت ای آقای من بر من جاری شده است

فِيما يَكُونُ مِنِّى إِلىٰ آخِرِ عُمْرِى مِنْ سَرِيرَتِى وَعَلانِيَتِى

در آنچه تا پایان عمر از نهان و آشکارم بر من فرود می‌آید

وَبِيَدِكَ لَابِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِى وَنَقْصِى وَنَفْعِى وَضَرِّى

و تنها به دست توست نه دست غیر تو، فزونی و کاستی و سود و زیانم

إِلٰهِى إِنْ حَرَمْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَرْزُقُنِى؟

معبودم اگر محرومم کنی پس کیست آنکه به من روزی دهد؟

وَ إِنْ خَذَلْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَنْصُرُنِى؟

و اگر خوارم سازی پس کیست آنکه به من یاری رساند؟

إِلٰهِى أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ

خدایا به تو پناه می‌آورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت

إِلٰهِى إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ

خدایا اگر شایستهٔ رحمتت نیستم، تو سزاواری که با فراوانی فضلت بر من بخشش کنی

إِلٰهِى كَأَنِّى بِنَفْسِى واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلِى عَلَيْكَ

معبودم گویی من در برابرت ایستاده‌ام، درحالی‌که حسن توکلم به تو بر من سایه افکنده

فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِى بِعَفْوِكَ

و آنچه را تو شایسته آنی بر من جاری کرده‌ای و مرا با عفوت پوشانده‌ای

إِلٰهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلىٰ مِنْكَ بِذٰلِكَ؟

معبودم اگر گذشت کنی چه کسی از تو سزاوارتر به آن است؟

وَ إِنْ كانَ قَدْ دَنا أَجَلِى وَلَمْ يُدْنِنِى مِنْكَ عَمَلِى

و اگر مرگم نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نکرده

فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِى

اعترافم به گناه را وسیلهٔ خویش به بارگاهت قرار دادم

إِلٰهِى قَدْ جُرْتُ عَلىٰ نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها

معبودم بر خودم در نگریستن به آن ستم کردم، پس وای بر او اگر نیامرزیش

إِلٰهِى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ أَيَّامَ حَياتِى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّى فِى مَماتِى

خدایا نیکی‌ات بر من در روزهای زندگی‌ام پیوسته بود، نیکی‌ات را هنگام مرگم قطع مکن

إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى

معبودم چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟

وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِى

درحالی‌که در زندگی‌ام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی

إِلٰهِى تَوَلَّ مِنْ أَمْرِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ

خدایا کارم را چنان‌که سزاوار آنی بر عهده گیر

وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلىٰ مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ

و با فضلت به‌سوی گناهکاری که جهلش او را فراگرفته بازگرد

إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا

خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی

وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْأُخْرىٰ

و من به پوشاندن آن‌ها در آخرت نیازمندترم

إِلٰهِى قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَىَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لِأَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ

معبودم به من نیکی کردی چرا که گناهم را نزد بندگان شایسته‌ات آشکار نکردی

فَلا تَفْضَحْنِى يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلىٰ رُؤُوسِ الْأَشْهادِ

پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن

إِلٰهِى جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِى، وَعَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِى

معبودم جود تو آرزویم را گسترد و عفو تو از عملم برتر است

إِلٰهِى فَسُرَّنِى بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضِى فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ

معبودم روزی که میان بندگانت داوری کنی، مرا به لقایت شاد کن

إِلٰهِى اعْتِذارِى إِلَيْكَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ

معبودم عذرخواهی‌ام عذرخواهی کسی است که از پذیرفتنِ عذرش بی‌نیاز نیست

فَاقْبَلْ عُذْرِى يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ

پس عذرم را بپذیر ای کریم‌ترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند

إِلٰهِى لَاتَرُدَّ حاجَتِى، وَلَا تُخَيِّبْ طَمَعِى، وَلَا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجائِى وَأَمَلِى

خدایا حاجتم را برمگردان و طمعم را ناامید مساز و امیدم را از خود قطع مکن

إِلٰهِى لَوْ أَرَدْتَ هَوانِى لَمْ تَهْدِنِى، وَلَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِى لَمْ تُعافِنِى

معبودم اگر خواری‌ام را می‌خواستی هدایتم نمی‌کردی و اگر رسوایی‌ام را می‌خواستی سلامتم نمی‌بخشیدی

إِلٰهِى مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِى فِى حاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى فِى طَلَبِها مِنْكَ

معبودم گمان ندارم مرا در حاجتی که عمرم را در پیگیری‌اش گذراندم بازگردانی

إِلٰهِى فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداً

معبودم تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه و همیشگی

يَزِيدُ وَلَا يَبِيدُ كَما تُحِبُّ وَتَرْضىٰ

سپاسی که افزون شود و نابود نگردد، آن‌گونه که دوست داری و می‌پسندی

إِلٰهِى إِنْ أَخَذْتَنِى بِجُرْمِى أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ

خدایا اگر مرا به جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت می‌گیرم

وَ إِنْ أَخَذْتَنِى بِذُنُوبِى أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ

و اگر به گناهانم بگیری، تو را به مغفرتت می‌گیرم

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِى النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّى أُحِبُّكَ

و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم

إِلٰهِى إِنْ كانَ صَغُرَ فِى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلِى فَقَدْ كَبُرَ فِى جَنْبِ رَجائِكَ أَمَلِى

خدایا اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده، امیدم به تو بزرگ است

إِلٰهِى كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً

معبودم چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم

وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنِّى بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً

درحالی‌که خوش‌گمانی‌ام به بخششت این بود که نجات‌یافته بازگردانی‌ام

إِلٰهِى وَقَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى فِى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ

معبودم عمرم را در آزمندی بی‌خبری از تو نابود کردم

وَأَبْلَيْتُ شَبابِى فِى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ

و جوانی‌ام را در مستی دوری از تو فرسوده کردم

إِلٰهِى فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرارِى بِكَ

معبودم در روزگار غرورم بیدار نشدم

وَرُكُونِى إِلىٰ سَبِيلِ سَخَطِكَ

و در آرام‌گرفتنم به راه خشمت آگاه نگشتم

إِلٰهِى وَأَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ

معبودم من بنده تو و فرزند بنده توام، در برابرت ایستاده‌ام

مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ

به وسیلهٔ بزرگواری‌ات به حضرتت متوسلم

إِلٰهِى أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائِى مِنْ نَظَرِكَ

معبودم بنده‌ای هستم که از کمی حیایم از توجهت به تو بیزاری می‌جویم

وَأَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ

و از تو درخواست گذشت می‌کنم زیرا گذشت صفتی درخور کرم توست

إِلٰهِى لَمْ يَكُنْ لِى حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلّا فِى وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِى لَِمحَبَّتِكَ

معبودم توانی برایم نبود که از نافرمانی‌ات دور شوم مگر آنگاه که به محبتت بیدارم کردی

وَكَما أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخالِى فِى كَرَمِكَ

و آن‌چنان‌که خواستی باشم شدم، پس تو را سپاس گفتم برای واردکردنم در کرمت

وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِى مِنْ أَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ

و برای پاک‌کردن دلم از آلایه‌های بی‌خبری از تو

إِلٰهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ

معبودم بر من نظر کن، نظر به کسی که ندایش کردی و پاسخت داد

وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطاعَكَ

و به یاری‌ات به کارش گماشتی و از تو اطاعت کرد

يَا قَرِيباً لَايَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ

ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمی‌شود

وَيا جَواداً لَايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ

و ای سخاوتمندی که از امیدبستگان به پاداشش دریغ نمی‌کند

إِلٰهِى هَبْ لِى قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ

معبودم قلبی به من ببخش که اشتیاقش او را به تو نزدیک کند

وَ لِساناً يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ، وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ

و زبانی که صدقش به‌سویت بالا رود و نگاهی که حقش او را به تو نزدیک کند

إِلٰهِى إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ

معبودم آن‌که به تو شناخته شد، ناشناخته نیست

وَمَنْ لاذَبِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ، وَمَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُولٍ

و آن‌که به تو پناه برد خوار نیست و هرکه را روی آوری، ملول نیست

إِلٰهِى إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ

معبودم آن‌که به تو راه جوید روشن است

وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلٰهِى

و آن‌که به تو پناه جوید در پناه توست و من به تو پناه آوردم ای معبودم

فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّى مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلَا تَحْجُبْنِى عَنْ رَأْفَتِكَ

پس گمانم را از رحمتت ناامید مکن و از مهربانی‌ات محرومم مساز

إِلٰهِى أَقِمْنِى فِى أَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ

معبودم مرا در میان اهل ولایتت، در جایگاه امیدوار به فزونی محبتت بنشان

إِلٰهِى وَأَلْهِمْنِى وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلىٰ ذِكْرِكَ

معبودم شیفتگی به ذکرت را پیوسته به من الهام کن

وَهِمَّتِى فِى رَوْحِ نَجاحِ أَسْمائِكَ وَمَحَلِّ قُدْسِكَ

و همتم را در نسیم کامیابی نام‌هایت و جایگاه قدست قرار ده

إِلٰهِى بِكَ عَلَيْكَ إِلّا أَلْحَقْتَنِى بِمَحَلِّ أَهْلِ طاعَتِكَ

معبودم به حق خودت بر خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت برسان

وَالْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ

و به جایگاه شایسته برساخته از خشنودی‌ات

فَإِنِّى لَاأَقْدِرُ لِنَفْسِى دَفْعاً، وَلا أَمْلِكُ لَها نَفْعاً

زیرا که نه بر دفعی از خود قدرت دارم و نه بر نفع خویش مالکم

إِلٰهِى أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ، وَمَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ

معبودم من بنده ناتوان گنه‌کار تو و بردهٔ توبه‌کننده به پیشگاهت هستم

فَلاٰ تَجْعَلْنِى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ

مرا از کسانی که رویت را از آنان برگرداندی قرار مده

وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ

و از کسانی که غفلتشان از بخششت محرومشان کرده

إِلٰهِى هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ إِلَيْكَ

معبودم کمال جدایی از مخلوقات را برای رسیدن به خودت به من ارزانی کن

وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْكَ

و دیدگان دل‌هایمان را به پرتو نگاه به‌سوی خویش روشن کن

حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ

تا دیدگان دل پرده‌های نور را دریده و به سرچشمهٔ عظمت برسند

وَتَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ

و جان‌هایمان آویخته به شکوه قدست گردد

إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ

خدایا مرا از کسانی قرار ده که ندایشان کردی و پاسخت دادند و در برابر جلالت مدهوش شدند

فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً

و با آنان راز پنهان گفتی و آنان آشکارا برایت کار کردند

إِلٰهِى لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَياسِ

معبودم بر خوش‌بینی‌ام ناامیدی و یأس را چیره نساختم

وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ

و امیدم از زیبایی کرمت قطع نشد

إِلٰهِى إِنْ كانَتِ الْخَطايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِى لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّى بِحُسْنِ تَوَكُّلِى عَلَيْكَ

معبودم اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته، به‌خاطر توکلم بر تو از من درگذر

إِلٰهِى إِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْيَقِينُ إِلىٰ كَرَمِ عَطْفِكَ

معبودم اگر گناهان مرا از جایگاه لطفت پایین آورده، یقین به کرم عطوفتت هشیارم کرده

إِلٰهِى إِنْ أَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدادِ لِلِقائِكَ

معبودم اگر غفلت از آماده‌شدن برای دیدارت به خوابم فرو برده

فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ

معرفت به نعمت‌های کریمانه‌ات مرا بیدار ساخته است

إِلٰهِى إِنْ دَعانِى إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانِى إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوابِكَ

معبودم اگر بزرگی عقابت مرا به آتش فراخواند، ثواب برجسته‌ات مرا به بهشت دعوت کرده

إِلٰهِى فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ

معبودم از تو می‌خواهم و به پیشگاهت زاری کرده و شوق می‌ورزم

وَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

و از تو می‌خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی

وَأَنْ تَجْعَلَنِى مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ، وَلَا يَنْقُضُ عَهْدَكَ

و مرا از کسانی قرار دهی که ذکرت را همواره بر زبان دارند و پیمانت را نمی‌شکنند

وَلَا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ، وَلَا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ

و از سپاست غافل نمی‌شوند و فرمانت را سبک نمی‌شمارند

إِلٰهِى وَأَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عارِفاً

خدایا مرا به نور عزت بسیار زیبایت برسان تا عارف به وجودت گردم

وَعَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً، وَمِنْكَ خائِفاً مُراقِباً

و از غیر تو روی‌گردان شوم و از تو هراسان و مراقب باشم

يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ

ای دارای بزرگی و رأفت و محبت

وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً

و درود خدا و سلام بسیارش بر محمد فرستاده‌اش و خاندان پاکش باد

« آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ »

نشانه‌ی منافق سه چیز است: چون سخن گوید دروغ گوید، چون وعده دهد خلف کند، و چون امین شمرده شود خیانت کند.

— پیامبر اکرم (ص)

خوانندگان گرامی

از همه عزیزانی که این صفحات را می‌خوانند صمیمانه التماس دعا داریم.

خوانندگان را در دعاهای خیر خود شریک و سهیم بدانید.

انتقاد، پیشنهاد و اصلاح

در صورت مشاهده اشکال در متن یا ترجمه، بازخورد شما را خوشحال می‌شویم دریافت کنیم.

اگر این دعا برای شما مفید بود، سایر ادعیه و زیارات را نیز مطالعه کنید.

مشاهده همه ادعیه